تبليغاتX
طلوع s
 

طلوع

معارف اسلامی





گفتگو با خدا...

بسم الله الرحمن الرحیم. 

گفتگو با خدا...

برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان صلواتآقا بیا تا زندگی معنا بگیرد          شاید دعای مادرت زهرا بگیردبرای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان صلوات 

كسی نبود حرفهای مرا گوش كند.

من هم مثل همه به گاه بی كسی و ماندگی، سراغ خدا، خدای فراموش شده‌ی خویش را گرفتم.

همو كه هیچگاه مرا از یاد نمی‌برد!

* * * * *

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: فَإِنِّی قَرِیبٌ؛ من كه نزدیكم !

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد نزدیكت می‌شدم..

گفتی: وَ اذْكُر رَّبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الآصَالِ؛ هر صبح و

شام، خدایت را پیش خود، با بیم و كرنش، آهسته یاد كن

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی:  أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ؟ دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟!

گفتم: معلوم است كه دوست دارم مرا ببخشی!

گفتی:  وَ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ؛ پس از خدا خود بخواهید شما را ببخشد و آنگاه به سوی او

باز آیید

گفتم: با این همه گناه؟!... آخر چگونه؟

گفتی: أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ؟ مگر نمی‌دانید خداست كه توبه را از بنده‌هایش

قبول می‌كند؟!

 گفتم: دیگر روی توبه ندارم.

گفتی: اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ، غَافِرِ الذَّنبِ وَ قَابِلِ التَّوْبِِ؛ ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده‌ی گناه است

و توبه پذیر.

گفتم: با این كوه گناه، برای كدام یك توبه كنم؟

گفتی: إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا؛ خدا همه‌ی گناهان را می‌بخشد

گفتم: یعنی دوباره بیایم؟ باز مرا می‌بخشی؟

گفتی: وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ؛[چرا كه نه!] به جز خدا كیست كه گناهان را ببخشد؟

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میاورم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌كند؛ عاشق

می‌شم!  و ...  توبه می‌كنم

گفتی: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ؛ [این را بدان كه] خدا توبه‌كنندگان و نیز آنانی كه به

دنبال پاكی‌اند را دوست دارد

 ناخواسته گفتم: اِلهی وَ رَبِّی مَن لِی غَیرُك؛ ای خدا و پروردكار من! [آخر] من جز تو كه را دارم؟

گفتی: أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ؛ خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه می‌توانم؟

گفتی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِیلًا هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْكُمْ وَ م

َلَائِكَتُهُ لِیُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا؛ ای مؤمنان! خدا را بسیار یاد كرده و

صبح و شام تسبیحش كنید. او كسی است كه خود و فرشتگانش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا

شما را از تاریكیها به روشنایی آرند. كه خدا بر مؤمنان مهربان است.

با خودم گفتم: خداوند!... خالق هستی!... با فرشته‌هایش!... به ما درود می‌فرستند تا آدم شویم؟! ...

پس باید خود را ثابت كند كه شایسته‌ی سلام و درود عرشیانم.

باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاك كنم.

باید برخیزم كه تا الان هم دیر شده است.

چقدر من بعد از این كارهای شیرین دارم. 

* * * * * 

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387;ساعت 22:35;  توسط طلوع قاسمی ; 
عید فطر مبارک
 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت     صد شکر که این آمد و صد حیف که آن  رفت

         دیوان مولانا   

       عید آمد و عید آمد و آن بخت سعید آمد

                   برگیرو دهل می زن کان ماه پدید آمد

      عید آمد ای مجنون، غلغل شنواز گردون

                   کان معتمد سدره از عرش مجید آمد

      عید آمد ره جویان ، رقصان وغزل گویان

       کان قیصر مه رویان زان " قصر مشید" آمد

       صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی

              کان خوبی و زیبایی بی مثل و ندید آمد

        زان قدرت پیوستن ، داوود نبی مستش

             تا موم کند دستش ، گر سنگ و حدید آمد 

      عید آمد و ما بی او عیدیم بیا تا ما

           برعید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد؟

       زو زهر شکرگردد، زو ابرقمر گردد

                 زو تازه وتر گردد هرجا که قدید آمد

     برخیز و به میدان رو ، در حلقه رندان رو

                 رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد

     غمهاش همه شادی ، بندش همه آزادی

             یک دانه بد و دادی ، صد باغ مزید آمد

     من بنده آن شرقم ، در نعمت آن غرقم

               جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد

     بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن

            رو صبرکن از گفتن چون صبر کلید آمد

             

         
ادامه مطلب را بخوانید.
| لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387;ساعت 22:45;  توسط طلوع قاسمی ; 
JavaScript Codes