اگر زینب نبود
سِرّ ني در نينوا می ماند اگر زينب نبود
كربلا در كربلا می ماند اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابري از ريا می ماند اگر زينب نبود
چشمه ی فرياد مظلوميّتِ لب تشنگان
در كوير تفته جا می ماند اگر زينب نبود
زخمهء زخمی ترين فرياد در چنگ سكوت
از طراز نغمه وا می ماند
اگر زينب نبوددر طلوع داغ اصغر، استخوان اشك سرخ
در گلوی چشمها می ماند
اگر زينب نبودذوالجناح دادخواهی بی سوار و بی لگام
در بيابان ها رها می ماند
اگر زينب نبوددر عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب
پشت كوه فتنه جا می ماند
اگر زينب نبود
|
| ||||
|
صلوات برتر از بیست هزار سال طاعت فرشته![]()
وقتی كه پیامبراكرم صلی الله علیه وآله و سلم در شب مـــــــــعراج به آسمان چهارم
رسید، فرشته ای را دید كه لوحی در پیش روی خود نهـــاده و در آن نگاه می كند و
مانند رودی اشك از دیدگان می ریزد.آن ملك متوجه حضور رسول خدا صلی الله علیه
وآله و سلم درآسمان چهارم نشد و لذا جبرئیل با بالخود براو زد و هنگامی كه مـــــلك
متوجه شد بلافاصله ركاب آن حضرت را بوسید ، تعظیم و اكرام نمود و عرض كرد:یا
رسول الله مرا معذور دارید، چرا كه نور زیادی از این لوح متصاعد بود و به همین جهت
من متوجه حضور شما نشدم.آن حضرت فرمودند: در این لوح چه چیزی نوشته شده
است؟ ملك عرض كرد، در این لوح نوشته است: لا اله الا الله، محمد رسول الله، عــــلی
ولی الله. سپس ملك گفت كه من دو ركعت نماز بجا آورده ام كه بیست هزار ســــــال
طول كشیده است. به امر خدا پنج هزار سال در قیام و پنج هزار سال در ركوع و پنج
هزار سال در سجود و پنج هزار سال درحال تشهد بودم. حالا ثواب این نماز را به شما
هدیه می كنم به امت شما. حضرت باز فرمودند كه امت من احتیاج به نماز تو ندارند.
پس بدان كه به عزت خدا هر كس از گناهكاران امت من یك بار صلوات بفرستند، ثواب
آن از بیست هزارسال طاعت تو برتر است.
منبع: آمالی صدوق،
سفارش امام محمدباقر علیه السلام به شاگردش!![]()
حضرت امام باقر علیه السلام به یکی از شاگردان برجسته خود "جابر جعفـــر"
سفارش کرد که:
و اعلم بانَّک لا تکون لنا ولیّا حتی لو اجتمع علیک اهل مصرک و قالوا انک رجل سوء لم یحزنک
ذلک و لو قالوا انک رجل صالح لم یسرک ذلک و لکن اعرض نفسک علی ما فی کتاب الله .
فان کنت سالکاً سبیله. زاهداً فی تزهیده، راغباً فی ترغیبه، خائفاً من تخویفه. فاثبت و ابشر
فانه لایضرک ما قیل فیک. و ان کنت مباینا للقرآن فما ذا الذی یغررک من نفسک؟
بدان هرگز دوست ما نخواهی بود تا زمانی که (اینگونه شوی) اگر تمام اهل شهر
بگویند انسان بدی هستی؛ اندوهناک نگردی . و اگر بگویند مرد خوبی هستــــی
خوشحال نشوی. بلکه برای ارزیابی خود خویشتن را در برابر قرآن قرار ده. اگـر راه
قرآن را میپویی و از آنچه نهی کرده خودداری میکنی و به آنچه تشویق نــموده
علاقمندی، (خلاصه چشم بر امر و گوش بر فرمان قرآن داری) غم مخور و اسـتوار
باش که سخنان این و آن اثری نخواهد داشت. و اگر از قرآن بیگانهای، گفتار مدح
آمیز مردم نباید تو را فریب دهد.
بحارالانوار، ج 17،
|
| ||
|
|
